الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

204

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شادى روح ميّت چنين گفته‌اند كه ميّت با رجوع به جوار و پيشگاه خداى تعالى به شادى مىرسد و به خاطر خلاصى او از زندان دنيائيش كه پيامبر ( ص ) به آن اشاره فرموده كه ( الدُّنْيا سِجْنُ المُؤمِن ) . يعنى : ( دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است ) . سرب : السَّرَب : رفتن در گوديها و شيب‌ها ، و نيز سَرَب جاى فرود و سراشيبى . خداى تعالى گويد : ( فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً - 61 / كهف ) ( راه خويش در دريا پى گرفت ) . مىگويند سَرَبَ ، سَرْباً و سُرُوباً مثل مَرَّ ، مَرّاً و مُرُوراً يعنى گذر كرد . انْسَرَبَ ، انْسِرَابا - در معنى سرب است ولى در سرب تصوّر فاعل از فعل رفتن است امّا در انسرب تصوّر انفعال آن فعل يا به نشيب افتادن است . سَرَبَ الدَّمْعُ : اشك روان شد . انْسَرَبَتِ الحَيَّةُ ، سَرَبَ الْمَاءُ مِنَ السِّقاء : آب از مشك ريخت . مَاءٌ سَرَبٌ و سَرِبٌ : آبى كه قطره قطره از مشك مىچكد . سَارِب : رونده ، در هر راهى كه باشد ، خداى تعالى گويد : ( وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ - 10 / رعد ) ( كسى كه در شب پنهان است و در روز مسافر و رونده است ) . سَرْب جمع سَارِب است مثل رَكْب جمع راكب . اين واژه در بارهء شتران هم به كار مىرود ، مىگويند : زُعِرَت سَرْبُه يعنى شترانش كم شد . هو آمِنٌ فى سِرْبه : او در نفس و جانش ايمن است و فارغ البال ، كه گفته‌اند يعنى در ميان خانواده و همسرش ايمن است و - سِرْب - در اين معنى كنايه است . اذْهَبِي فَلا أَنْدَه سَرْبَكِ : كنايه از طلاق است يعنى برو و او را به خانواده‌ات ميفزاى ،